جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

951

تحفة الملوك ( فارسى )

و ايّاك و الأستئثار بما النّاس فيه أسوة و التّغابى عمّا تغنى به ممّا قد وضح للعيون ، فإنّه مأخوذ منك لغيرك و عمّا قليل تنكشف عنك اغطية الأمور و ينتصف من للمظلوم . و حذر بنما از اختيار نمودن براى خود آن‌چه را كه مردمان در آن شريك و يكسانند و از تغافل نمودن از آن ، چه كه عنايت نمودن به آن لازم است از امورى كه واضح شده است در نزد چشم‌هاى مردمان زيرا كه آن‌چه تغافل نموده‌اى از آن و ظلم كرده‌اى گرفته خواهد شد از تو از براى غير تو و عن قريب است كه برداشته مىشود از تو پرده‌هاى امور و گرفته مىشود به طريق عدل از تو حق مظلوم . أملك حميّة أنفك و سورة حدّك و سطوة يدك و غرب لسانك ، و احترس من كلّ ذلك بكفّ البادرة و تأخير السّطوة ، حتّى يسكن غضبك فتملك الأختيار ، و لن تحكم ذلك من نفسك حتّى تكثر همومك بذكر المعاد إلى ربّك . مالك بشو حشم خود را و تيزى غضب خود را و سطوت دست خود را و تيزى زبان خود را و نگاهدار خود را از همهء آن‌ها به بازداشتن خود را از سرعت عقوبت و تأخير انداختن سطوت تا وقتى كه ساكن بگردد غضب تو پس مالك بشوى اختيار و الواجب عليك أن تتذكّر ما مضى لمن تقدّمك من حكومة عادلة أو سنّة فاضلة أو أثر عن نبيّنا - - صلى اللّه عليه و آله - و سلّم - أو فريضة فى كتاب اللّه ، فيقتدى بما شاهدت ممّا علمنا به فيها و تجتهد لنفسك فى اتّباع ما عهدت اليك فى عهدى هذا و استوثقت به من الحجّة لنفسى عليك ، لئلّا تكون لك علّة عند تسرّع نفسك إلى هواها . واجب بر تو است كه تذكر بنمايى آن‌چه گذشته است از كسانى كه پيش از تو بودند از حكومتى كه بر وجه عدل بوده است يا طريقهء نيكويى كه با فضل كرده است يا نشانه‌اى كه از پيامبر ما صلّى اللّه عليه و إله بوده است يا امر واجبى كه در قرآن خدا بوده است ، پس اقتدا نمايى به آن‌چه مشاهده نموده در ايشان از چيزهايى كه عمل نموديم ما با آن‌ها در امور ، و سعى نمايى از براى نفس خودت در تابع شدن آن‌چه را كه سفارش نمودم به سوى تو در اين عهدنامهء خود و محكم گردانيدم به واسطه آن محبت را از براى خودم بر تو ، تا اين‌كه نباشد براى تو عذرى و بهانه در نزد شناختن نفس تو به سوى خواهش خودش .